ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1039
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از جنس فنون و دانشها دور است مدارك متصوفه است كه در آن مدعى وجداناند و از دليل ميگريزند و حال آنكه وجدان همچنانكه بيان كرديم و در آينده نيز از آن گفتگو خواهيم كرد از مدارك علمى و مباحث و توابع آن دور است و خدا بكرم خويش راهنماى انسان به راه درست و داناتر بصواب است [ 1 ] . فصل 22 در علوم ساحرى و طلسمات و آن آگاهى بچگونگى استعدادهائى است كه نفوس بشرى بوسيلهء آنها بر تأثير كردن در عالم عناصر توانا مىشود ، خواه مستقيم و بىواسطه باشد يا بوسيلهء ياريگرى از امور آسمانى . گونهء نخستين ساحرى و گونهء دوم طلسمات است . و چون اين دانشها در شرايع متروكاند از اين رو كه زيان بخش هستند و بدان سبب كه مشروط به وجههاى جز خدا از قبيل ستاره يا جز آن ميباشند ، اين است كه كتب آنها همچون گمشدهاى در ميان مردم مىباشد . و مسائل علوم مزبور را جز آنچه از كتب ملتهاى قديم پيش از نبوت موسى ( ع ) مانند نبطيان و كلدانيان يافت شده نمىتوان بدست آورد . زيرا كليهء پيامبرانى كه پيش از موسى ( ع ) آمدهاند به وضع شرايع نپرداخته و احكامى نياوردهاند ، بلكه كتب ايشان تنها داراى مطالبى مانند : مواعظ و دعوت مردم به يكتاپرستى و ياد آورى از بهشت و دوزخ بوده است . و اين دانشها در ميان مردم بابل از قبيل سريانيان و كلدانيان و قبطيان كشور مصر و جز آنان متداول بوده و دربارهء آنها تأليفات و آثارى داشتهاند و از كتب ايشان به زبان ما ( عربى ) جز اندكى ترجمه نشده است مانند فلاحت نبطى [ تأليف
--> [ 1 - ) ] آخر فصل از چاپ پاريس و نسخهء خطى « ينى جامع » است ، ولى در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : « و خدا هر كه را بخواهد به راه راست رهبرى مىكند » . اشاره به آيهء : وَ الله يَهْدِي من يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ 2 : 213 . س : ( بقره ) آ : 213